تبليغاتX
آوای آسمانی

قالب پرشین بلاگ


آوای آسمانی
فرا خوانی برای خروج از اعتیاد

سال جدید   هدف جدید

دربعضی ازکشورها هنگام شروع  سال  جدید، رسم نیکو و پسندیده ای برای هدف گذاری در آن سال وجود دارد. به این ترتیب که افراد قبل از  فرارسیدن سال نو به زندگی خود وتغییراتی که مایلند در آن اعمال نمایند، فکر کرده ویک و یا چند هدف را  مشخص کرده و آن را روی برگه کاغذ نوشته، تزئین نموده و در بین کادوها و کارت پستال میگذارند. این رسم سال نو، فرصت خوبی برای تنظیم اهداف است. زیرا در این زمان افراد از کارها و برنامه های رسمی  و معمول زندگی فاصله گرفته  و کمی بیشتر به خود و زندگی خود فکر میکنند. شور و شوق و شادی شروع سال جدید انگیزه بیشتری برای تغییر در زندگی ایجاد میکند. شما هم از این فرصت استفاده کنید و نیت کرده و اهداف سالانه خود را تعیین نمائید.

سال نو مبارک، لحظه هایتان پر موسیقی باد.            

[ سه شنبه یکم فروردین 1391 ] [ 3:53 ] [ مسعود ]

مصیبتی را که به بار می آورم باید بیائی و ببینی.
اگر به من نیاز داری اینرا بدان که من به راحتی پیدا میشوم،من در اطراف تو زندگی میکنم، در مدرسه،در شهر...
من با پولدارها زندگی میکنم، با فقرا ...

من درکوچه شما زندگی میکنم، شاید همین خانه بغلی.
مرا در آزمایشگاه میسازند ولی نه آنطور که تو تصور میکنی،من میتوانم در آشپز خانه، در  وان دستشوئی یا در پستو ساخته شوم.
از مرگ میترسی؟ بدانکه این اتفاق خواهد افتاد.

من اسمهای زیادی دارم، ولی یکی از آنها را تو حتما میدانی،مطمئنم که درباره ام چیزهائی شنیده ای!!
اسم من کریستال مت ((شیشه)) است.
قدرت من هراس آور است، امتحان کن تا ببینی، ولی اگر این کار را انجام دهی فکر نکم دیگر بتوانی از دستم فرار کنی!!
یکبار امتحان کن، ممکنه اجازه دهم فرار کنی، ولی اگر برای بار دوم اینکار را انجام دهی آنوقت است که صاحب روحت میشوم.
وقتی من به تو بپیوندم، تو دروغگو و دزد خواهی شد، تو کاری را انجام خواهی داد که باید انجام دهی تا بتوانی high باشی.
جنایاتی رو که بخاطر افسون مخدر من انجام خواهی داد بهای لذتی است که در آغوش من میبری.
تو به مادرت دروغ خواهی گفت، از پدرت دزدی خواهی کرد.

وقتی اشکهایشان را میبینی حتما غمگین میشوی...!!سیرتت را فراموش کن و فراموش کن که چگونه بزرگ شده ای، من وجدانت خواهم شد و راه هایم را به تو خواهم آموخت.

من فرزندان را از والدینشان میگیرم، من والدین را از فرزندانشان میگیرم،  من دوستان را از هم جدا میکنم، من انسانها را از خدا رو گردان میکنم ، من همه چیزت را ازت میگیرم، نگاهت را و سر بلندیت را.

من همیشه با تو خواهم بود،شانه به شانه ات، تو همه چیزت را به من تسلیم خواهی کرد، خانواده ات را، خانه ات را، ثروتت را، دوستان واقعیت را، آنگاه تو تنها خواهی ماند.

من آنقدر از تو خواهم گرفت تا دیگر چیزی برای دادن نداشته باشی و وقتی کارم با تو تمام شود بسیار خوش شانس خواهی بود، اگر هنوز هم زنده باشی.
این بازی نیست ، اگر به من فرصت دهی دیوانه ات میکنم، من جسمت را به یغما خواهم برد، من ذهنت را کنترل خواهم کرد، من بطور کامل صاحبت خواهم شد، روحت متعلق به من خواهد شد.

در هنگام دراز کشیدن در تختت، کابوسهائی به تو خواهم داد و صداهائی که از درونت خواهی شنید، از درون سرت و عرق کردن و لرزیدن... و اوهامی که خواهی دید، میخواهم بدانی که این هدایا را من به تو خواهم داد، ولی آنزمان دیگر دیر شده است و تو در قلبت خواهی دانست که دیگر به من تعلق داری و ما نباید از یکدیگر جدا شویم، تو پشیمان خواهی شد از اینکه مرا امتحان کرده ای ((همه همین را میگویند)) ولی یادت باشد که تو به سراغ من آمدی، نه من به سراغ تو...!!

 تو میدانستی که این اتفاق خواهد افتاد، بارها گفته بودی!!
 ولی تو قدرت مرا به مبارزه طلبی فرا خواندی، تو خواستی که گستاخ باشی.
تو میتوانستی بگوئی نه و بروی...

اگر اکنون به آن روزها بر میگشتی چه میگفتی؟ قدرت من هراس آوراست،به تو گفته بودم.
همانطوری که قبلا به تو گفته بودم من میتوانم زندگیت را ازتو بگیرم و آنرا تیره و تار و دردناک کنم، من ارباب تو خواهم بود و تو برده من.
من تا زمانی که به گور میروی با تو خواهم بود.

حال اگر روزی مرا ببینی چکار خواهی کرد؟ آیا مرا  امتحان خواهی کرد  یا نه؟ این به خودت مربوط است.
من نکبت بسیا زیادی را میتوانم به تو نشان دهم،آنقدر که هیچ عبارتی نتواند آنرا بیان کند.
بیا و دستم را بگیر و اجازه بده تو را تا جهنم هدایت کنم.

متن فوق ترجمه نوشته ای است كه  یك دختر جوان آمریكائی كه بر اثر سو مصرف شیشه جان خود را از دست داده در آخرین روزهای عمر خود نوشته است.

منبع: وبلاگ نمایندگی درکه

[ دوشنبه هفدهم بهمن 1390 ] [ 16:30 ] [ مسعود ]

روز یکشنبه مورخۀ 9/11/1390 آقای مهندس دژاکام دبیر کل کنگرۀ 60 در هنگام برگزاری کارگاه آموزشی ویژۀ خانم های مسافر(بیماران تحت درمان) با تعرض یک فرد مصرف کنندۀ شیشه که در وضعیت بسیار نامتعادل روحی و جسمی قرار داشت روبرو شدند،که این شخص علیرغم تاکید های مکرر که در جلسه ویژه خانمهای مسافر، آقایان حق ورود ندارند و جلسه بسته و امن میباشد، بدون توجه و با اصرار تقاضای گفتگو حضوری با شخص مهندس دژاکام را داشته و متأسفانه ایشان دراین اثنا دچار حملۀ قلبی شده که منجر به انفارکتوس قلبی گردید.
پس از تماسهای مکرر با کلانتری منطقه متاسفانه مامورین انتظامی با یک ساعت تاخیر! در محل حاضر شده و فرد مزاحم توسط پلیس 110 به کلانتری منتقل شد، البته پس از چند ساعت به درخواست آقای مهندس دژاکام آزاد می گردد.

قابل ذکر است اتفاقاتی به مراتب شدیدتر توسط دیگر اشخاص مصرف کننده شیشه در طول هفته های اخیر در محل کار ایشان به وقوع پیوسته بود و ایشان همواره به علت برقراری نظم و  آرامش اعضا از رسانه ای کردن و انعکاس این اتفاقات جلوگیری مینمودند. به عنوان نمونه اخیرا فردی دیگر با سلاح سرد! به دفتر مرکزی مراجعه نموده و قصد آسیب جدی به ایشان داشته که با درایت به موقع برطرف میگردد.

مهندس دژاکام پس از این حادثه  به بیمارستان منتقل می گردد و تحت مراقبت های ویژه پزشکی قرار می گیرند. تا لحظۀ تنظیم این گزارش ، ایشان در بخش مراقبت های ویژه (ccu) بستری می باشند و خوشبختانه حال عمومی ایشان رضایت بخش است اما به علت انسداد یکی از عروق اصلی ، اقدامات درمانی کماکان ادامه دارد.

با توجه به رخداد اخیر و آمار جرم و جنایات متعدد که هرروز در جامعه بیشتر و بیشتر می شود چه کسی باید کاری انجام دهد؟
آیا وقت آن نرسیده است که مسئولین زیربط اقدامی شایسته و بایسته انجام دهند؟ آیا پدری که با بی رحمی تمام و با دست خود دختر خردسالش را به مسلخ می برد به دیگران ترحم می کند؟
قریب 5 سال قبل آقای حسین دژاکام هشدار داده اند که سونامی شیشه در راه است، وقتی یکی از صاحبنظران حوزۀ درمان اعتیاد و مسئول یک نهاد مردمی که با مراجعان بیشمار روزانۀ مصرف کننده های انواع مخدرها سروکار دارند و قصد کمک رسانی به آنان را  دارند اینچنین مورد آسیب واقع می شوند، آیا پزشکان، قضات و عوامل نیروی انتظامی، افراد عادی و نوامیس مردم مورد حملۀ احتمالی قرار نمی گیرند؟
آقای حسین دژاکام در گفتگو با خبرگزاری ها توضیح مبسوط داده اند اما براستی چه اقدام مؤثری تاکنون صورت گرفته است؟ یکبار دیگر به موضوع شیشه ماده ای مخرب است نه مخدر توجه داشته باشیم تا شاید گوشزدی و یا تلنگری باشد برای تأمین جان فرزندان ما و برای دختران و پسران جوانی که گرفتار این مادۀ شیطانی گردیده و اختیار از کف میدهند.
با عنایت به موضوع مقالۀ متولیان در حوزۀ مواد مخدر با تأخیر حرکت می کنند، باید باور کنیم و هرکاری از دستمان بر می آید کوتاهی نکنیم که سونامی شیشه از راه رسیده و همۀ در خطرند.
شاید فرصتی باقی نمانده و خیلی زود دیر شده است
...

[ دوشنبه هفدهم بهمن 1390 ] [ 16:25 ] [ مسعود ]
ه گزارش خبرنگار «اجتماعي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين اتفاق در حالي رخ داد كه قرار بود تا سال جاري 300 مركز درمان اعتياد اقدام به توزيع شربت ترياك كنند، اما در تمام اين مدت تنها پنج مركز تحقيقاتي به توزيع آزمايشي اين دارو پرداختند و با وجود نياز جامعه براي دريافت اين شربت، اداره كل سلامت روان وزارت بهداشت زير بار توزيع آن نمي‌رفت.

دكترعباسعلي ناصحي ـ مديركل سلامت روان، اجتماعي و اعتياد وزارت بهداشت ـ ضمن بيان اين كه بازنگري صورت گرفته در پروتكل درمان تنتور اپيوم منجر به تسهيل توزيع آن مي‌شود، درباره مشكلات قبلي در اين زمينه گفته بود: شرايط عرضه دارو و مصرف شربت ترياك در پروتكل قبلي نسبتا دشوار بود به گونه‌اي كه بيمار بايد روزانه دو مرتبه براي دريافت دارو به مركز درماني مربوطه مراجعه مي‌كرد كه در بازنگري صورت گرفته، دز دارو به اين ترتيب تنظيم شد كه بيمار دو سوم دز روزانه دارو را در مركز درماني مربوط مصرف و يك سوم مابقي دز را نيز دريافت و در منزل مصرف مي‌كند.


پروتكل جديد درمان شربت ترياك به روان شناس و پرستار جديد نياز ندارد

وي همچنين اظهار كرده بود: در پروتكل قبلي درمان با شربت تنتوراپيوم، مراكز درماني براي استفاده از شربت تنتور اپيوم بايد كاركنان خود را افزايش مي‌دادند و روانشناس و پرستار جديد استخدام مي‌كردند، اما در پروتكل جديد شربت ترياك تا سقف 50 بيمار، نيازي به افزايش پرسنل اعم از پزشك، پرستار و روانشناس نيست و مراكز درماني مي‌توانند با كادر قبلي دارو را ارايه دهند.

وي برخي ديگر از مشكلات پروتكل قبلي شربت ترياك براي مراكز درماني را مربوط به شرايط فيزيكي محل نگهداري دارو عنوان و گفته بود: در پروتكل جديد نيز عنوان شد كه نيازي به اتاق و شرايط ويژه براي نگهداري دارو (تنتوراپيوم) و همچنين نصب دوربين مدار بسته نيست و تنها بايد امنيت محل نگهداري دارو از طرف مركز درماني مربوطه تامين شود.


براي توليد شربت ترياك به هر ميزان تقاضا مشكلي وجود ندارد


شربت ترياك در انبار دانشگاه‌ها موجود است

سعيد صفاتيان ـ مديرعامل موسسه دانش اعتياد و روانشناسي (ايرسا) ـ در گفت‌وگو با خبرنگار «اجتماعي» خبرگزاري دانشجويان ايران ( ايسنا )، اعلام كرد: از ماه گذشته با اصلاح آيين‌نامه توزيع شربت ترياك، توسط معاون درمان وزارت بهداشت، استفاده از شربت ترياك تسهيل و توزيع آن به صورت گسترده‌تر در دانشگاه‌ها آغاز شد.

وي ضمن بيان اينكه از ماه گذشته تا كنون حدود 2 هزار شيشه شربت ترياك در دانشگاه‌هاي شهيد بهشتي و تهران توزيع شده است، اظهار كرد: ‌در حال حاضر توليد براي متقاضيان در سطح مكفي است و براي توليد آتي آن به هر ميزان تقاضا نيز مشكلي نداريم.

وي با اشاره به اين ‌كه توزيع داروي اپيوم يا شربت ترياك چهار سال در مرحله پايلوت قرار داشت، ميزان شربت توزيع شده در يك ماه گذشته را نويد دهنده اتفاقات مثبت در برنامه توزيع شربت ترياك در سراسر كشور دانست و گفت: پس از تسهيل آيين نامه توزيع شربت ترياك، اين دارو در اختيار حدود 10 دانشگاه در مراكز بزرگ استان‌ها مانند اصفهان، شيراز و خراسان رضوي قرار گرفت و در حال حاضر در انبارهاي اين دانشگاه‌ها نيز موجود است.

به گفته اين كارشناس حوزه اعتياد، مشكلات قبلي آيين‌نامه توزيع شربت ترياك با اصلاح آن بوسيله وزارت بهداشت و هماهنگي تيم‌هاي علمي در روندي قرار گرفت كه مراكز بيشتري را به اخذ دارو متمايل كرده و تا كنون نيز توزيع آن با رشد خوبي همراه بوده است.


پزشكان متقاضي با مراجعه به دانشگاه‌ها مي‌توانند شربت ترياك دريافت كنند

وي با ابراز اميدواري نسبت به توسعه مراكز توزيع شربت ترياك بيان كرد: قبل از اصلاح آيين نامه توزيع شربت ترياك، پزشك‌ها در نگهداري و دريافت دارو و شرايط اخذ آن دچار مشكلاتي بودند كه پس از اصلاح آيين‌نامه، اين مشكلات نيز رفع شد.

وي با تاكيد بر اينكه پزشكان متقاضي با مراجعه به دانشگاه‌ها قادر به دريافت اين شربت هستند، درباره هزينه خريد شربت ترياك توضيح داد: هزينه اين دارو براي مصرف كننده، به صورت مجزا از ديگر خدمات درماني مشخص نشده است و به طور كلي در برگيرنده كليه خدمات درماني اعتياد است.

صفاتيان با اشاره به اينكه تاكنون شربت ترياك قاچاق نشده ‌است، بيان كرد: در حالي كه قرص متادون قابليت قاچاق در بازار آزاد را دارد، شربت ترياك به علت داشتن بو امكان قاچاق را ندارد.

وي با اشاره به تعداد زياد متقاضيان دريافت شربت ترياك، گفت:آيين نامه شربت ترياك به گونه‌اي تسهيل شد كه نگهداري آن در مراكز درماني را نسبت به قاچاق آن به صرفه‌تر كرد، زيرا قاچاق شربت ترياك به دليل مشكلات حمل و نقلي سخت‌تر از قرص متادون است.

وي افزود: براي جلوگيري از قاچاق دارو توسط بيماران در روزهاي تعطيل، تنها 15 يا 20 سي سي از شربت در اختيار آنها قرار مي‌گيرد تا از فروش آزاد آن نيز جلوگيري شود.

مديرعامل مركز روانشناسي دانش و اعتياد (ايرسا) با تاكيد بر اينكه داروي شربت ترياك بايد در مركز درمان مصرف شود، ادامه داد: مصرف كننده تنها در شرايطي قادر به مصرف اين دارو در خانه است كه پس از چند ماه نسبت به روش استفاده از آن آگاه شده و اعتماد پزشك خود را جلب كرده باشد.


صادرات شربت ترياك در آينده در صورت تاييد ستاد مبارزه با مواد مخدر

صفاتيان همچنين با بيان اينكه در چهار سال گذشته مسوول مبارزه با مواد مخدر كشور افغانستان نظر مثبتي نسبت به دريافت شربت ترياك از ايران داشت، افزود: بعد از اصلاح پروتكل و تجربه توزيع شربت ترياك و آگاه شدن نسبت به نواقص احتمالي استفاده و حمل و نقل آن، در صورت تاييد ستاد مبارزه با مواد مخدر، آمادگي صادرات آن به كشورهاي خارجي نيز امكان پذير مي‌شود.

وي با بيان اينكه ايران در حال حاضر اولين كشوري است كه از شربت ترياك براي درمان اعتياد استفاده مي‌كند، اظهار كرد: بيشتر معتادان كشور را مصرف كنندگان ترياك تشكيل مي‌دهند، به همين علت پيگيري توزيع شربت ترياك بين متقاضيان كشور، از ضروريات بود.

وي با بيان اين‌كه وزارت بهداشت برنامه‌هايي را براي آموزش پزشكان مراكز درمان اعتياد براي گذراندن دوره‌هاي توزيع شربت ترياك آغاز كرده است، افزود: تمام مراكز گذري و كلينيك‌هاي درمان اعتيادي كه داراي مجوز متادون درماني هستند، مي‌توانند شربت ترياك را نيز دريافت كنند

[ سه شنبه سیزدهم دی 1390 ] [ 14:41 ] [ مسعود ]


وبا

رئیس مرکز مدیریت بیماری‌های واگیر گفت: با توجه به این که کانون‌های انتقال بیماری وبا، مزارع کشاورزی هستند، استفاده از سبزیجات در رستوران‌ها و اغذیه فروشی‌ها تا اطلاع ثانوی ممنوع است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، دکتر محمدمهدی گویا در گفت و گو با وب‌دا ضمن بیان این مطلب گفت: ممنوع شدن استفاده از سبزیجات در رستوران‌ها و اغذیه‌ فروشی‌ها به صاحبان این اماکن ابلاغ شده است و هم‌وطنان در صورت مشاهده تخلف در این مراکز، مراتب را به نزدیکترین مرکز بهداشتی درمانی و یا سامانه اطلاعات بهداشت محیطی با شماره تلفن ۰۹۶۷۸ اطلاع دهند.

وی با بیان این که شروع بیماری وبا در کشور در سال جاری به دنبال ورود اتباع کشورهای همسایه به صورت غیرقانونی و همچنین مسافرت‌های غیرقانونی ساکنین مناطق مرزی به کشورهای همسایه و ابتلا آنها به بیماری پس از بازگشت به کشور بوده است، خاطرنشان کرد: کلیه موارد این بیماری به محض ابتلای به آن و یا بروز اولین علائم، شناسایی و تحت درمان قرار گرفتند.

وی با اشاره به ورود غیرقانونی اتباع کشورهای همسایه، گفت: یکی از اماکنی که اتباع بیگانه برای اشتغال به آن روی می‌آورند، مزارع کشاورزی و به خصوص مناطقی است که در آنها سبزی‌کاری و صیفی‌کاری وجود دارد.

دکتر گویا افزود: در این رابطه اقدامات جدی صورت گرفته است تا بتوان آنها را شناسایی و در صورت ابتلای آنها به بیماری، تحت درمان و سایر مراقبت‌های بهداشتی قرار گیرند اما به دلیل پراکندگی آنها در استان‌های مختلف و گستردگی این مزارع، امکان دسترسی به همه آنها میسر نیست و به همین دلیل این مزارع به کانون‌های انتقال بیماری وبا تبدیل شده‌اند.

رئیس مرکز مدیریت بیماری‌ها با بیان این که عامل ایجادکننده این بیماری از طریق مدفوع فردآلوده وارد فاضلاب‌ها می‌شود، گفت: چنانچه از این فاضلاب برای کاشت سبزیجات و صیفی‌جات استفاده شود، باعث آلودگی آنها شده و از این کانون می‌تواند بیماری را به دیگران انتقال دهد.

دکتر گویا با تاکیدبراین که  بررسی‌های ما نشان می‌دهد، مهم‌ترین و اصلی‌ترین راه انتقال بیماری وبا در کشور سبزیجاتی هستند که با فاضلاب خام آبیاری می‌شوند، خاطرنشان کرد: این اقدام خلاف قانون است و کسانی که دست به چنین اقدامی می‌زنند به مراجع قضایی معرفی خواهند شد تا برخوردهای قانونی لازم صورت گیرد.

رئیس مرکز مدیریت بیماریها از استانداران، فرمانداران و مسئولان نیروی انتظامی درخواست کرد در امر جمع‌آوری اتباع بیگانه غیرمجاز به خصوص در اماکنی مانند مزارع کشاورزی که می‌توانند باعث انتشار بیماری شوند، نهایت تلاش خود را به کار گیرند.

وی خاطرنشان کرد: وزارت بهداشت و تمامی دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور با حمایت مسئولین سیاسی و انتظامی استانها و همچنین شرکت‌ آب و فاضلاب و سازمان جهاد کشاورزی تلاش خود را به کار گرفته‌ است تا بیماری به بهترین شکل ممکن و در کوتاه‌ترین زمان کنترل شود.

منبع: وبلاگ سلامتی (جسمی، روحی، روانی...)

[ چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 ] [ 14:52 ] [ مسعود ]
[ چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 ] [ 14:46 ] [ مسعود ]
در سال هاي اخير ماده اي مخدر تحت عنوان '‌ نورجيزك'‌  به بازار مواد اعتياد آور كشور وارد شده كه بحث امروز و ديروز نيست . اين ماده مخدر ، محلولي از هرويين است كه در آن تركيباتي از جمله مورفين ، تبائين ، استيل كدئين ، استامينوفن ، كافئين و كدئين را با خود همراه دارد كه متاسفانه برخي معتادان، اين ماده را براي ترك اعتياد خود استفاده مي كنند و اين در حالي است كه اين ماده خود اعتياد آور است و عوارض بيشتري دارد .
فرد معتاد هنگامي كه نورجيزك استفاده مي كند به جاي اينكه در همان حالت لاغري خود بماند به يك باره به صورت موضعي چاق مي شود .
 اين در حالي است كه همزمان با چاق شدن فرد، متاسفانه اعضاي خانواده تصور مي كنند كه وي اعتياد خود را با مصرف نورچيزك ترك كرده است چرا كه ورم صورت و شكم كه از جمله موارد به ظاهر چاقي است به ظاهر نشانه اي از ترك اعتياد تلقي مي شود.
وجود تركيبات كورتون دار مانند ميزان بالاي دگزامتازون از جمله وجوه تفاوت نورجيزك با ساير مواد مخدر است كه باعث مي شود  فرد ، به علت تجمع آب زياد در بدن، دچار ورم شديدي شود و به دليل وجود كورتون ، فرد معتاد اشتهاي زيادي به صورت موقت براي خوردن غذا به دست مي آورد و اين موضوع باعث مي شود كه اعضاي خانواده تا مدتي اين اضافه وزن را به همراه افزايش اشتها به عنوان نشانه هايي از بهبودي معتاد در فرايند ترك اعتياد تلقي كنند .  
 عوارض مصرف نورجيزك شديد تر از موادي همچون كراك و هروئين است و از آنجا كه شيوه مصرف اين ماده به صورت تزريقي است باعث شيوع انواع عفونت ها از جمله هپاتيت و اچ آي وي مي شود .
در محل تزريق مصرف كنندگان نورجيزك عفونت هايي پديد مي آيد و سيستم ايمني بدن اين افراد به صورت قابل توجهي ، حتی بيشتر از مصرف كنندگان کراک و هروئين دچار عفونت مي شود زيرا ماده بتامتازون كه در نورجيزك است سيستم ايمني بدن را مختل مي كند .
 اين عفونت ها باعث مي شود كه مرگ و مير در افراد مصرف كننده نورجيزك بيشتر از تزريق كنندگان هرويين باشد .  بتامتازون نه تنها نقص ايمني افراد مصرف كننده نورجيزك را ايجاد مي كند بلكه موجب اختلال تعادل آب و يون هاي بدن مي شود و پوكي استخوان شديد را در اين افراد ايجاد مي كند .
اكثر افراد مصرف كننده اين ماده ، به اشتباه وبا تصور اينكه نورجيزك داروي مخدري نيست به آن روي آورده اند و همچنين از طريق دوستان با اين ماده آشنا شده و به تصور اينكه نورجيزك ، داروي ترك اعتياد ترياك يا هرويين است از آن استفاده كرده اند و اين در حالي است كه اين افراد به ماده مخدر خطرناك تري معتاد مي شوند كه عوارضي شديد تر از ترياك و هرويين دارد .'
 بررسي ها نشان داده است افرادي كه نورجيزك استفاده كرده اند دچار افت شديد عملكرد شغلي و تحصيلي شده اند زيرا جسم و روح آنان پس از بهبود ظاهري كوتاه مدت به شدت فرايند تخريب را طي كرده است .
 افسردگي شديد ، نوسانات خلقي ،‌كابوس شبانه ، پوكي استخوان ، فشار خون بالا و بي ميلي شديد جنسي از جمله عوارض ديگر مصرف نورجيزك است . 
 هر چند تزريق ، از راه هاي ترك اعتياد به شمار نمي آيد، اما متاسفانه برخي پزشكان در ايران براي درمان اعتياد، از اين شكل تزريقي نيز استفاده كرده اند .

در عين حال می توان به تغيير ماهيت نورجيزك و تبديل آن به محلولي از هرويين در بازار اخير مواد مخدر در ايران اشاره كرد كه در زمان حاضر به شكل ويال هايي با مايع زردرنگ ، شفاف و برخي مواقع همراه با رسوب در بين معتادان توزيع مي شود.

اعتياد بيماري غير قابل انكار و گسترده اي است كه تمامي جوامع و افشار مختلف را در سراسر جهان مبتلا كرده است. درمان اعتياد اگرچه سخت و دشوار است اما روي آوردن به ماده مخدري به نام 'نورجيزك ' راه حل ترك اعتياد نيست . باتلاقي كه متاسفانه برخي خودسرانه و بدون مشورت با پزشك در آن فرو مي روند .باتلاقی ژرف و خوفناک و دربسیاری مواقع مرگبار.!
 فردی که به این ماده مخرب ( نورجیزک ) وابسته می شود هر لحظه آرزو میکندکه ای کاش می توانست برای چند روز هم که شده نورجیزک مصرف نکند و به جای آن به موادی  قبیل حشیش . تریاک . هرویین و حتی کراک و شیشه روی بیاورد . ممکن است کمی اغراق گونه بنظر آید لیکن بعنوان فردی که قبل از ورودم به کنگره 60 مصرف روزی 30 عدد نورجیزک راهم تجربه کرده ام بارها سعی کردم اینکار را انجام بدهم و با خرید موادی مانند تریاک و کراک و شیشه سعی نمودم که هر طور شده با مصرف آنها دیگر سراغی از نورجیزک نگیرم و از تزریقهای پیاپی و خسته کننده این ماده خلاص شوم ولی افسوس که این جدایی از نورجیزک به یک روز کامل هم نمی رسید . نوعی وابستگی شدید که علایم هولناک فقدان و خماریش را هیچ گونه ماده دیگری نمی توانست ازبین ببرد به غیر از خودش . علایم خماری این ماده ، بی اشتهایی و ضعف عمومی شدید هراه با  سرگیجه و سردرد است ( البته پس از فقط چند ساعت مصرف نکردن ) که اگر ادامه پیدا کند بدن درد و اسهال و البته بی قراری بی حدو اندازه به آن اضافه خواهد شد .
باتوجه به چنین علایم خماری شدید که ذکر شد فرد مصرف کننده تصور اینکه حتی چند ساعت بدون مواد سپری کند برایش رنج آور است و پس از مدت کوتاهی تعداد نورجیزکهایی که در روز مصرف می کند بالا و بالاتر میرود. وبمروربجایی میرسد که تزریق جزء لاینفک زندگی روزمره اش می شود . خوابیدن . بیدارشدن .حرف زدن . کارکردن.غذاخوردن و تقریبا" همه امور زندگی اش بستگی به تزریق نورجیزک دارد و بواقع می توان گفت تا نورجیزک تزریق نکند هیچ کاری نمی تواند انجام دهد .  چنان ولعی در مصرف نورجیزک پیدا میکند که غیر قابل باوراست .سیری ناپذیری یکی ازمصائب دیگری است که مصرف کنندگان این ماده با آن دست در گریبانند.به این معنی که فردی که نورجیزک مصرف می کنند هیچگونه سقفی برای  کسب نشئگی قایل نمی باشد و ولع بسیار شدیدی درمصرف این ماده خواهد داشت به صورتی که تمام وقت بدنبال تهیه ومصرف نورجیزک است . تزریق این ماده مرگ بار در چشم بهم زدنی فرد را در اوج نشئگی قرار می دهد لیکن عمر وپایداری این نشئگی بسیار کم است و فرد پس از مدت کوتاهی شدیدا" به مصرف دوباره و چندباره احساس نیاز می کند . این عامل  نیز می تواند یکی از عوامل مهم بالا رفتن سریع مصرف درمدت کوتاه در مصرف کنندگان این ماده باشد .
یکی دیگر از عوارض خطرناک این ماده ، تضعیف شدید سیستم ایمنی بدن است . به صورتی که زخمهایی که در بدن ایجاد می شوند ، حتی زخمی بسیار سطحی ، روزها طول خواهد کشید تا بازسازی گردد .

یبوست بسیار شدید ، مشکل دیگریست که همواره مصرف کنندگان این ماده مرگبار از آن رنج می برند .این مشکل بخاطر کم کاری روده ها پیش می آید و در اکثر مصرف کنندگان این ماده شایع است .
بواسطه وجود کورتن زیاد در نورجیزک ، فرد پس از مدتی مصرف به طرز قابل توجهی چاق میشود . که البته این چاقی کاذب ممکن است در ذهن اطرافیان این برداشت را بوجود آورد که فرد ، مخدری مصرف نمیکند که تا این اندازه چاق شده و اشتهایش بالا رفته است . در اوایل مصرف این چاقی مفرط در نواحی شکم و صورت فرد مصرف کننده بیشتر خودنمایی می کند و به مرور در اندامی از قبیل دست و پاهاخود را نشان می دهد . پس از مدتی این چاق شدن به حدی میرسد که لباسهای فرد برایش قابل استفاده نیست و به خاطر ورم شدید مجبور است لباس و حتی کفشهایی با چند سایز بزرگتر تهیه کرده و بپوشد .
صورت گل انداخته ( قرمز رنگ ) و ماهی شکل از مشخصات خاص فراد مصرف کننده نورجیزک است . ترکیدگی پوست به خصوص در قسمتهای شکم و اراف آن و همچنین کمر و زیر بغلها از علایمی است که مصرف کنندگان این ماده را متمایز با سایر افراد می کند . اختلالات خونی بسیار شدید مانند غلظت بالای خون و در بسیاری از موارد ، عفونت خونی در بسیاری از این افراد شایع است . مصیبت دیگری که مصرف کنندگان این ماده تزریقی با آن دست و پنجه نرم می کنند ، مشکل سفت شدن شدید جداره رگها بخاطر رسوباتی است که این ماده در داخل رگها به جای می گذارد به همین خاطر رگهایی که مورد تزریق قرار می گیرند پس از چند بار قابل تزریق نبوده و فرد مجبور است بدنبال نقاط دیگری از بدن برای پیدا کردن رگ و در نتیجه تزریق بگردد .

افرادی که با این ماده هولناک درگیر بوده اند همگی بخوبی می دانند که ساعتها گفتن و نوشتن در مورد نورجیزک و تخریبهای آن هم نمی تواند حتی گوشه ای از عوارض ومشکلات اینماده تزریقی را بتصویر بکشد لیکن چه خوش سعادتند افراد مصرف کننده نورجیزکی از قبیل من ، که با کنگره 60 آشنا شدند و پس از طی پروسه درمانی به آنچه که روزی در تصورشاننمی گنجید جامه عمل بپوشند . من هم مانند بسیاری از این عزیزان ، تجربه حتی یک روز کامل بدون تزریق این ماده برایم آرزویی محال و دست نیافتنی بود ولی روش معجزه آسای کنگره 60 ، آرزوی زندگی بدون مصرف مواد را چه خوب آدرس برآورده شدن می دهد !!

با احترام، مسافر علی ضیائی

وبلاگ معجزه

[ چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390 ] [ 18:9 ] [ مسعود ]
شیشه ماده ی مخدری از خانواده ی آمفتامین ها است که در آزمایشگاه های غیر قانونی و در زیر زمین منازل به راحتی ساخته می شود . اگر چه در ترکیب این ماده ، به هیچ وجه مورفین بکار نمی رود ، بسیار اعتیاد آور است .این ماده با ظاهری مانند خرده شیشه، سفید، بی بو، و تلخ مزه است و به راحتی در آب یا الکل حل می شود . به همین دلیل گاهی از آن به صورت تزریقی هم استفاده می شود ...
شیشه به شیوه های گوناگونی مورد استفاده قرار می گیرد ، از جمله به صورت خوراکی ، استنشاقی( از راه بینی ) ، تزریقی و تدخینی یا دود کردن که این مورد آخر متداول ترین شیوه ی مصرف شیشه است .
بلافاصله(۵ تا۱۰ ثانیه) پس از مصرف این ماده به صورت تدخین (دودکردن) به فرد احساس سرخوشی و لذتی دست خواهد داد که به آن ” راش” یا “فلش” می گویند .این حالت که شبیه اوج لذت جنسی در آدمی است ، فقط چند دقیقه دوام خواهد داشت. البته ۳تا ۵ دقیقه پس از مصرف استنشاقی و ۱۵ تا ۲۰ دقیقه بعد از مصرف خوراکی آن هم فرد احساس نوعی سرخوشی و لذت می کند , اما نه به شدت لذت ناشی از دود کردن آن. در هر صورت اثرات ناشی از مصرف شیشه ۸ تا ۲۴ ساعت در بدن باقی می ماند .

اثرات ناشی از مصرف شیشه :
بیمار معمولا چشم های قرمز ، چهره ی برافروخته و عرق آلود ، دهانی خشک ، دندان هایی پوسیده و لثه هایی خراب دارد . تند صحبت می کند و خیلی زود عصبانی می شود . در کوتاه مدت به دلیل آشفتگی های ذهنی ، فراموشکاری ، مسئولیت ناپذیری ، پرخاشگری، توهم و هذیان موقعیت اجتماعی ، شغلی ، تحصیلی و حتا روابط زناشویی او به خطر می افتد .

- توهم : بیمار چیزهایی می بیند یا می شنود که وجود خارجی ندارد . مثلا مرد غریبی را در منزل خود می بینند و به پشت بام می رود و از مردم کمک طلب می کند

- هذیان : بیمار اعتقادات عجیب و غریبی پیدا می کند ، مثلا فکر می کند دست هایش شفا بخش شده است ، می تواند آینده را پیش بینی کند ، ذهن افراد را به راحتی بخواند . فکر می کند که دیگران قصد آزار او را دارند یا همسرش به او خیانت می کند . ممکن است فکر کند هنر پیشه ی معروفی است.

- بی خوابی : این افراد از بی خوابی و ناتوانی در خواب رفتن رنج می برند

- بی اشتهایی شدید و کاهش وزن
- رعشه و لرزش دست
- افسردگی و اضطراب
- پیری زودرس
- خشونت
- افزایش آسیب پذیری در برابر بیماری های عفونی (به دلیل نقص سیستم ایمنی)
- ضعف حافظه و یادگیری
- نارسایی کبد و کلیه
- تشنج


چند نکته :
** شیشه اعتیاد آورترین ماده ی مخدراست .
** رانندگی پس از مصرف شیشه بسیار خطرناک است
** مصرف شیشه در دوره ی بارداری می تواند موجب نقص مادرزادی ، زایمان زودرس و یا مرده زایی شود .
** بیمارانی که به طور مزمن شیشه مصرف می کنند ،معمولا بیماری خود را انکار می کنند .
** مصرف طولانی مدت شیشه موجب کاهش علایق، کاهش مسئولیت پذیری و توجه در امور خانوادگی، شغلی و تحصیلی می شود
** تا امروز برای این گروه از معتادان درمان دارویی پیدا نشده است ، و بهترین درمان برای آنها مداخلات شناختی- رفتاری است .
** بهتر است پس از مصرف شیشه ، از نوشیدن الکل خودداری شود. (به علت تشدید کم آبی بدن)
** یک بار مصرف آن تا ۸۰ درصد احتمال استفاده ی مجدد را افزایش می دهد.
** اعتیاد به آن بیشتر جنبه ی روانی است .
** شیشه باعث کم شدن یا خنثی شدن عوارض بد کراک یا هرویین نمی شود .
** برای برقراری ارتباط موثر با دیگران بهتر است مهارت های زندگی را فرا بگیریم .
** برای افزایش لذت جنسی راه کار های روان شناختی و دارویی خوب و سالمی وجود دار
[hr]
متامفتامین یا شیشه، یک محرک اعتیاد آور بسیار قوی با تاثیر شدید بر روی سیستم عصبی است که به نامهای کریستال، شیشه و یخ نیز شهرت دارد وبه شکل دانه های کریستالی شفاف بصورت پودر یا تکه ای بفروش میرسد.

بررسی آثار مصرف شیشه و روشهای درمان آن


متامفتامین (Methamphetamine) ماده ای مخدر شیمیایی ومصنوعی میباشدویک محرک قدرتمند ومخرب است. متامفتامین یا شیشه، یک محرک اعتیاد آور بسیار قوی با تاثیر شدید بر روی سیستم عصبی است که به نامهای کریستال، شیشه و یخ نیز شهرت دارد وبه شکل دانه های کریستالی شفاف بصورت پودر یا تکه ای بفروش میرسد.
شیشه با موادی ارزان قیمت و به سادگی در لابراتوارهای غیر قانونی و زیرزمینی بروشی فوق العاده خطرناک تولید میشود .
شیشه به عنوان یک محرک قوی میتواند موجب افزایش سطح هوشیاری و فعالیت جسمانی شده و اشتها را کاهش دهد. مصرف کنندگان این ماده، پس از مصرف دچار غلیان شدید و زودگذر احساسات شده ودر بعضی موارد با نوعی تجربه و کشف معنوی مواجه میگردند.شیشه را اغلب بصورت دودی با ابزاری بنام پایپ مصرف میکنند هرچند بصورت تزریقی نیز قابل مصرف میباشد.
از دیدگاه فیزیولوژی این اثر شدید در نتیجه ترشح فراوان هورمون دوپامین (یک انتقال دهنده عصبی) در مناطقی از مغز که کنترل کننده احساس لذت است، صورت میگیرد.
در ابتدا، تاثیر شیشه با افزایش یافتن تواناییهای جسمی و فکری همراه است اما برای رسیدن به این "حال ظاهرآ خوب" مقدار مصرف و یا تعداد دفعات مصرف افزایش یافته در چنین حالتی شخص مصرف کننده دچار زود رنجی، حمله های خشم، شک و تردید عصبی، افکار وهمی و توهمات شنیداری و دیداری میشود.
قدرت تحمل نسبت به اثر شیشه با مصرف مداوم آن افزایش یافته و مصرف کنند گان برای رسیدن به نتیجه مطلوب به مصرف مقدار بیشتر در دفعات بیشتر میپردازند. در بسیاری از موارد این افراد مدتها بدون غذا و خواب به سر میبرند در ابتدا تصور براین است که شیشه اعتیاد ندارد و بسیاری از مصرف کنندگان با این خیال واهی دراین دام مرگبار افتاده اند.
حالت و حس آرامشی که به دنبال مصرف در فرد ظهور پیدا مى کند اغلب موجب بروز میل بیش از حد براى استفاده بیشتر از این ماده در شخص مى شود. وشخص پس ازاتمام اثرات مطلوب وبه علت تخلیه شدید انرژی وبا احساس خستگی مفرط ناچار به مصرف مجدد روی میاورد.و در چرخه ای نابودگر و ویران کننده میافتد که خروج از آن مستلزم باید های بسیاری است.....
مقادیر بالای مصرف نه تنها میتواند به التهاب جداره داخلی قلب منجر شود بلکه موجب تباهی روزافزون اجتماعی و شغلی میگردد. علائم روان پریشی و مشکلات روحی گاهی تا ماهها و سالها بعد از مصرف به قوت خود باقی میمانند.
تحقیقات انجام شده نشان میدهد که مصرف شیشه در دوران بارداری موجب بروز مشکلات عمده ای از قبیل زایمان زودرس، عکس العملهای غیر طبیعی در مادر و حساسیت روحی بسیار شدید میشود. بروزنقصهای مادرزادی در طفل نیز از جمله تاثیرات سوء مصرف در دوران بارداری به شمار می آید.استفاده دوز بالاى کریستال مى تواند موجب آسیب در رگ هاى مغزى و در نهایت مرگ شود دیگر تاثیرات فیزیکى معمول ناشى از استعمال شیشه شامل: خشکى دهان، افزایش سرعت تنفس، سردردهاى طاقت فرسا، حالت تهوع، تعرق بیش از اندازه بدن، سرگیجه، بالارفتن فشارخون، بالارفتن حرارت بدن ، تپش قلب، خشکى، سوزش و ترک لب ها، بزرگ شدن مردمک چشم، سیاهى رفتن چشم، لرزش دست ها و انگشتان مى شود.
یک خطر بالقوه برای مصرف کنندگان امکان مسمومیت با سرب است زیرا استات سرب به عنوان یک تجزیه گر شیمیایی در تولید غیرقانونی آن به کار برده میشود.
متاسفانه در اینترنت نیز وب سایتهایی دستور ساخت آنرا در اختیار افراد گذاشته و درواقع آنها را به خرید و تولید "سم" تشویق میکنند. از جمله مواد تشکیل دهنده مت، میتوان به اسید باتری و مواد لوله باز کن (مانند جوهر نمک) اشاره نمود.
نکته مهم درباره افزایش مصرف شیشه راهی برای تخلیه انرژی و دارویی برای ترک مخدرهای طبیعی و سبکتر میباشد و به عنوان روشی برای رسیدن به آزادی شخصی، خود یابی و پذیرفته شدن درمیان جمع به کاربرده میشود.
صرف نظر از موقعیت اقتصادی تجربه مصرف در میان افراد جوانی که از لحاظ اجتماعی فعال هستند هم بسیار معمول شده است.
با مصرف شیشه در مدتی اندک به طور قابل ملاحظه ای میتوان لاغر شد و دلیل آن هم بی اشتهایی ناشی از مصرف است. اما این کار، روشی بسیار خطرناک برای کنترل وزن میباشد.
عدم توازن مواد شیمیایی در بدن وبر هم خوردن جرخه تولید مواد شبه افیونی موجب بروز حساسیت شدید و وابستگی روانی میشود که در نتیجه برای ایجاد احساس تعادل به مصرف بیشترنیاز خواهد بود. پیامد این چرخه لذت از دست دادن کنترل در مصرف و اعتیاد تمام و کمال به آن خواهد بود.
معمولا کسی که معتاد به مصرف شیشه شده است، هرگز به اندازه اولین مرتبه احساس نشئگی نمیکند. با بالا رفتن میزان مقاومت بدن برای رسیدن به احساس خوشی، میزان ماده مصرفی بالا و بالاتر میرود و موجب شدیدتر شدن خطر مسمومیت و مرگ خواهد شد.
این اعتیاد نیز مانند هر اعتیاد دیگر با همان "بار اول" آغاز میشود و از آنجایی که تحریک مصنوعی مغز اعتماد شخص را افزایش میدهد، مصرف کننده نه تنها به سادگی قادر به ترک آن نخواهد بود، بلکه در صورت ترک هم، لذات زندگی عادی برایش بی معنا شده و امکان ابتلا به افسردگی در او افزایش مییابد.
اهداف او که داشتن دوست، مرتبه اجتماعی و پذیرفته شدن در میان جمع بودند، تنها به مصرف بیشتر و بیشتر محدود میشود تا جایی که ناخودآگاه فرد، شیشه را دیگر چیزی برای ایجاد حس خوشی نمیداند، بلکه آنرا یک "ضرورت" برای ادامه زندگی و گذراندن یک روز طاقت فرسای دیگر میبیند.
افرادى که به یک باره مصرف شیشه را قطع مى کنند دچار علائم وحشتناکی نظیر:
افسردگى عصبى خواب طولانى وآشفته به هم ریختگى های روانی ، کم آوردن انرژى، سراسیمگى، تیک های عصبی ، اضطراب و عدم تعادل در رفتار میگردند نوع افسردگى بعد ازقطع مصرف این مخدر قابل مقایسه با دیگر مواد مخدر نیست تا جایى که توانایى انجام وظایف و کارهاى روزمره فرد را مختل مى کند.و با تشدید روزافزون این علائم تحمل برای فرد نا ممکن شده و مصرف مجدد (علیرغم نداشتن درد جسمی حاد ) شروع میگردد.

واقعیت اینست که روشهای رایج برای درمان اعتیاد به شیشه نه تنها در ایران بلکه در سایر کشورها نیز توفیق چندانی نداشته است کنگره 60 در طول این سالها وبا استفاده از این تجارب وبهره گیری از یک راه آ زموده به نتایج قابل توجهی دست یافته است.

منبع: تالار گفتگوی اعتیاد و موادمخدر

کنگره 60

[ شنبه هشتم مرداد 1390 ] [ 21:48 ] [ مسعود ]
در روز اول سال تحصیلى، خانم تامپسون معلم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اولیه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که ه آن ها را به یک اندازه دوست دارد و فرقى بین آن ها قائل نیست.
البته او دروغ می گفت و چنین چیزى امکان نداشت. مخصوصاً این که پسر کوچکى در ردیف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استودارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت.
تدى سال قبل نیز دانش آموز همین کلاس بود. همیشه لباس هاى کثیف به تن داشت، با بچه هاى دیگر نمی جوشید و به درسش هم نمی رسید. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسیار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه کرد.
امسال که دوباره تدى در کلاس پنجم حضور می یافت، خانم تامپسون تصمیم گرفت به پرونده تحصیلى سال های قبل او نگاهى بیاندازد تا شاید به علّت درس نخواندن او پی ببرد و بتواند کمکش کند.
معلّم کلاس اول تدى در پرونده اش نوشته بود: “تدى دانش آموز باهوش، شاد و با استعدادى است. تکالیفش را خیلى خوب انجام می دهد و رفتار خوبى دارد. رضایت کامل”
معلّم کلاس دوم او در پرونده اش نوشته بود: “تدى دانش آموز فوق العاده اى است. همکلاسیهایش دوستش دارند ولى او به خاطر بیمارى درمان ناپذیر مادرش که در خانه بسترى است دچار مشکل روحى است.”
معلّم کلاس سوم او در پرونده اش نوشته بود: “مرگ مادر براى تدى بسیار گران تمام شده است. او تمام تلاشش را براى درس خواندن می کن ولى پدرش به درس و مشق او علاقه اى ندارد. اگر شرایط محیطى او در خانه تغییر نکند او به زودى با مشکل روبرو خواهد شد.”
معلّم کلاس چهارم تدى در پرونده اش نوشته بود: “تدى درس خواندن را رها کرده و علاقه اى به مدرسه نشان نمی دهد.. دوستان زیادى ندارد و گاهى در کلاس خوابش می برد.”
خانم تامپسون با مطالعه پرونده هاى تدى به مشکل او پى برد و از این که دیر به فکر افتاده بود خود را نکوهش کرد. تصادفاً فرداى آن روز، روز معلّم بود و همه دانش آموزان هدایایى براى او آوردند. هدایاى بچه ها همه در کاغذ کادوهاى زیبا و نوارهاى رنگارنگ پیچیده شده بود، بجز هدیه تدى که داخل یک کاغذ معمولى و به شکل نامناسبى بسته بندى شده بود. خانم تامپسون هدیه ها را سرکلاس باز کرد.
وقتى بسته تدى را باز کرد یک دستبند کهنه که چند نگینش افتاده بود و یک شیشه عطر که سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود. این امر باعث خنده بچه هاى کلاس شد امّا خانم تامپسون فوراً خنده بچه ها را قطع کرد و شروع به تعریف از زیبایى دستبند کرد. سپس آن را همانجا به دست کرد و مقدارى از آن عطر را نیز به خود زد.
تدى آن روز بعد از تمام شدن ساعت مدرسه مدتى بیرون مدرسه صبر کرد تا خانم تامپسون از مدرسه خارج شد. سپس نزد او رفت و به او گفت: “خانم تامپسون، شما امروز بوى مادرم را می دادید.”
خانم تامپسون، بعد از خداحافظى از تدى، داخل ماشینش رفت و براى دقایقى طولانى گریه کرد. از آن روز به بعد، او آدم دیگرى شد و در کنار تدریس خواندن، نوشتن، ریاضیات و علوم، به “آموز زندگی” و “عشق به همنوع” به بچه ها پرداخت و البته توجه ویژه اى نیز به تدى می کرد.
پس از مدتى، ذهن تدى دوباره زنده شد. هر چه خانم تامپسون او را بیشتر تشویق می کرد او هم سریعتر پاسخ می داد. به سرعت او یکى از با هوش ترین بچه هاى کلاس شد و خانم تامپسون با وجودى که به دروغ گفته بود که همه را به یک اندازه دوست دارد، امّا حالا تدى دانش آموز محبوبش شده بود.
یکسال بعد، خانم تامپسون یادداشتى از تدى دریافت کرد که در آن نوشته بود شما بهترین معلّمى هستید که من در عمرم داشته ام.
شش سال بعد، یادداشت دیگرى از تدى به خانم تامپسون رسید. او نوشته بود که دبیرستان را تمام کرده و شاگرد سوم شده است.. و باز هم افزوده بود که شما همچنان بهترین معلمى هستید که در تمام عمرم داشته ام.
چهار سال بعد از آن، خانم تامپسون نامه دیگرى دریافت کرد که در آن تدى نوشته بود با وجودى که روزگار سختى داشته است امّا دانشکده را رها نکرده و به زودى از دانشگاه با رتبه عالى فارغ التحصیل می شود. باز هم تأکید کرده بود که خانم تامپسون بهترین معلم دوران زندگیش بوده است.
چهار سال دیگر هم گذشت و باز نامه اى دیگر رسید. این بار تدى توضیح داده بود که پس از دریافت لیسانس تصمیم گرفته به تحصیل ادامه دهد و این کار را کرده است. باز هم خانم تامپسون را محبوبترین و بهترین معلم دوران عمرش خطاب کرده بود. امّا این بار، نام تدى در پایان نامه کمى طولانی تر شده بود: “دکتر تئودور استودارد”
ماجرا هنوز تمام نشده است. بهار آن سال نامه دیگرى رسید. تدى در این نامه گفته بود که با دخترى آشنا شده و می خواهند با هم ازدواج کنند. او توضیح داده بود که پدرش چند سال پیش فوت شده و از خانم تامپسون خواهش کرده بود اگر موافقت کند در مراسم عروسى در کلیسا، در محلى که معمولاً براى نشستن مادر داماد در نظر گرفته می شود بنشیند. خانم تامپسون بدون معطلى پذیرفت و حدس بزنید چکار کرد؟ او دستبند مادر تدى را با همان جاهاى خالى نگین ها به دست کرد و علاوه بر آن، یک شیشه از همان عطرى که تدى برایش آورده بود خرید و روز عروسى به خودش زد.
تدى وقتى در کلیسا خانم تامپسون را دید او را به گرمى هر چه تمامتر در آغوش فشرد و در گوشش گفت: “خانم تامپسون از این که به من اعتماد کردید از شما متشکرم. به خاطر این که باعث شدید من احساس کنم که آدم مهمى هستم از شما متشکرم. و از همه بالاتر به خاطر این که به من نشان دادید که می توانم تغییر کنم از شما متشکرم.”
خانم تامپسون که اشک در چشم داشت در گوش او پاسخ داد: “تدى، تو اشتباه می کنى. این تو بودى که به من آموختى که می توانم تغییر کنم. من قبل از آن روزى که تو بیرون مدرسه با من صحبت کردى، بلد نبودم چگونه تدریس کنم.”
بد نیست بدانید که “تدى استودارد” هم اکنون در دانشگاه آیوا استاد برجسته پزشکى است و بخش سرطان دانشکده پزشکى دانشگاه نیز به نام او نامگذارى شده است.

همین امروزگرمابخش قلب یک نفر شوید و مطمئن باشید که محبت شما به خودتان باز خواهد گشت.

منبع: تالار گفتگوی اعتیاد و مواد مخدر

[ جمعه سی و یکم تیر 1390 ] [ 21:49 ] [ مسعود ]

 پیام ارسالی آقای ویلیام وایت به مهندس  حسین دژاکام


حسین عزیز ، از آخرین عکس های ورزشی شما ممنونم و از دیدن آنها بسیار لذت بردم .
طبق بحثی که درباره نقش ورزش در درمان اعتیاد در کنگره 60 انجام دادیم من تمامی تلاش خود را برای پیدا کردن مراکز درمانی مشابه  در ایالات متحده با کنگره 60 انجام دادم و درآخر فقط دو مرکز درمانی را  پیدا کردم که هیچ کدام از این دو مرکز نتوانستند دستاوردهای کنگره 60 در استفاده از ورزش در ریکاوری  را بدست آورند.


 امیدوارم در ادامه همکاری های مشترکمان بتوانم مراکزی با ساختار کنگره 60 در کشورم ایجاد کنم .
اینجانب مصاحبه ای را با یکی از این مراکز انجام دادم که  متن انرا در زیر مشاهده می کنید


با احترام
ویلیام وایت

 

 

داستان "فونیکس مالتی اسپورت"
مصاحبه ای با آقای اسکات استرود
توسط: ویلیام وایت


همگام با رشد همه جانبه فرهنگ درمان اعتیاد (ریکاوری) در دنیا، مراکز حمایت از پروسه درمان نیز در حال رونق گرفتن هستند. خانه های درمان، مدارس درمان اعتیاد، صنایع درمانی و دیگر رسانه های اجتماعی از جمله این مراکز هستند. افراد تحت درمان همچنین دستی در موسیقی، هنر و ورزش دارند. یکی از درخشانترین ستاره های فرهنگ رو به رشد حمایت از درمان، جمعیت "فونیکس مالتی اسپورت" میباشد؛ گروهی از افراد تحت درمان که برای حمایت از پروسه ریکاوری خود ورزش میکنند. در مصاحبه ای که خواهید خواند آقای اسکات استرود بنیان گذار "فونیکس مالتی اسپورت" از نحوه شکل گیری و گسترش این جمعیت شاد و باطراوت ورزشکار و در حال درمان، برایمان سخن میگوید.
بیل وایت: "اسکات" من از دوستداران و تماشاگران بازیهای "فونیکس مالتی اسپورت" هستم. به ما بگویید داستان "فونیکس مالتی اسپورت" (PM) از کجا آغاز گردید؟


اسکات: داستان فونیکس از ابتدای هوشیاری (رهایی) من در هشتم آوریل 1997 آغاز گردید. وقتی رها شدم، احساس تنهایی میکردم و منزوی بودم و این احساس مرا بر آن داشت تا بدنبال دوستان جدید باشم؛ همه دوستان قدیمی من در آن زمان، درست مانند زمان اعتیاد من زندگی میکردند. بنابراین با جوانانی در یک باشگاه بوکس در بوستون ارتباط برقرار نمودم، بسیاری از این جوانان هوشیار بودند زیرا خود را برای رقابت آماده میکردند یا (قبلا) به نوعی در زندگیشان با اعتیاد دست به گریبان بودند. آنها هسته اصلی سیستم حمایتی مرا تشکیل دادند.
در همین زمان در دوره آموزشی یخ نوردی شرکت کردم  و به ورزش کوهنوردی در زمستان علاقمند گردیدم. از قدرت نهفته در این دو ورزش استفاده کردم و از "خود" تعریفی بجز اعتیاد ارائه دادم (یعنی خود را در قالبی غیر از یک معتاد تعریف کردم).
وقتی برای اولین بار در زمستان توانستم به کوه بروم و بر فراز کوهی بایستم، احساس کردم که میتوانم بر سختیها غلبه کنم و موفق شوم.  این اعتقاد در درمانم نیز نفوذ کرد.
پس از گذشت هشت سال از درمان (هوشیاری)، قصه زندگی ام به یک کوهنورد، بوکسور و یک ورزشکار در سه رشته ورزشی (دو، شنا و پرتاب وزنه) تغییر یافت. در نتیجه این تغییرات شخصی، دیدگاهم (نسبت به زندگی) که قبلا به سبب اعتیاد منفی و نا امیدانه بود، تغییر کرد و مثبت و امیدوارانه شد. به این نتیجه رسیدم که این تجربه را با دیگران سهیم شوم و در همین زمان بود که "فونیکس" متولد شد.

 
بیل وایت: بزرگترین دستاوردهای "فونیکس مالتی اسپرت" در سالهای اخیر چه بوده اند؟


اسکات استرود: فونیکس توانایی آنرا داشته که  مرزهای شهر "بولدر"  (جایی که از آنجا آغاز بکار نمود) را درنوردد و (پیام آن)  به شهرهای "دنور" و "کلورادو"  برسد. ما همچنین برنامه هایی را در دستور کار خود قرار دادیم تا به سربازان فعلی و گذشته که با اعتیاد دست به گریبان هستند، یاری برسانیم. فونیکس بدین صورت گسترش یافت و بعلاوه این جمعیت با چند گروه ورزشی مختص به معتادان در خارج از شهر کلورادو نیز همکاری میکند که این امر گام مهمی در جهت گسترش فونیکس بحساب می آید و انجام این کار همیشه از اهداف ما بشمار رفته است.
یک انجمن مددکاری نیز اخیرا از ما حمایت قابل توجهی کرده است، از نظر من این رویداد، تاییدیه ایست بر جایگاه و ارزش فونیکس. همچنین این موضوع نقطه عطفی در تاکید بر خدمات حمایت از درمان است که اهمیت و ترجیح هوشیار ماندن بر هوشیار شدن را تصدیق میکند.
بیل وایت: آیا میشود اصول مهم و اساسی فونیکس را برای ما ذکر کنید؟


اسکات استرود: اصول مهم  فونیکس بسیار ساده هستند. وجود من، خود دلیل بارزیست بر عملکرد (درست) آنها. من فونیکس را بر اساس تجربه شخصی خود ایجاد نمودم. یعنی وقتی هوشیار شدم نیاز داشتم تا زندگی جدید، دوستان جدید و چیزهای تازه ای پیدا کنم که با الکل و مواد مخدرسر و کاری نداشته باشند. تنها نشستن در آپارتمانم مرا برای همیشه (هوشیار) مصون نگاه نمیداشت. یک وقت به خود آمدم و فهمیدم باید بیرون بیایم و زندگی جدیدی برای خود بسازم. خواستم تا آنچه خود تجربه کرده بودم را با دیگران سهیم شوم، پس فونیکس را طراحی نمودم. دوستانی پیدا کردم که زندگیشان حول مواد نمی چرخید. شروع به کوهنوردی، دو و میدانی، بوکس و پیاده روی کردم. برای خودم یک جمعیت هوشیار و در عین حال فعال تاسیس کردم. ورزشهایی که انجام میدادم فرصتی ایجاد کرد تا (چیزهایی) بیاموزم و با کسب هر موفقیتی، اعتماد بنفسم بالا میرفت. افراد پیرامون من یا خود هوشیار بودند و یا حداقل از هوشیاری من حمایت نمودند. حمایت آنان همان چیزی بود که برای هوشیار ماندن به آن نیاز داشتم. من با افرادی ملاقات کردم که بدون مواد زندگی میکردند یعنی یا به اختیار خود مصرف مواد نداشتند ویا در پروسه درمان بودند. من دیدم که آنها چه میکنند و جریان زندگیشان چگونه است. از طریق ورزش و ارتباطم (با این افراد) سوی دیگر اعتیاد را لمس کردم که توٌام با خوشی و شادمانی بود. من بدنبال درمان نبودم اما بجای آن چیزهایی را در اطرافم یافتم که به من آموخت چگونه میتوانم متفاوت زندگی کنم. من فقط مواد مصرفیم را ترک نکردم؛ من فقط از محیطهای محرک دوری نگزیدم بلکه میبایست زندگی جدیدی (برای خود) میساختم.
فونیکس دری را بروی مردم میگشاید که به آنها زندگی جدیدی را همراه با دوستان جدید هدیه میکند و چیزهایی برای آموختن، کارهایی برای انجام و کارهایی را برای رسیدن به موفقیت (در آنها) به ارمغان می آورد و در روزهای سخت و در روزهایی پر از خنده و شادی همراه و حامی آنهاست. پس اصول مهم مدل فونیکس از این قرارند: هوشیاری، فعالیت بدنی و گروه. نقطه آغاز همه خوبیهایی که فونیکس به آن میپردازد، درست همین جاست.

 
بیل وایت: آیا میشود از مجموعه فعالیتهای فونیکس برای ما صحبت کنید؟


اسکات: در کلورادمو ما هفته ای 35 تا40 فعالیت ورزشی ارائه مینماییم که آزاد و رایگان است. فردی که در این فعالیت ها شرکت میکند میبایست 48 ساعت از رهایی (هوشیاریش) گذشته باشد. برخی از این فعالیتها عبارتند از : ورزش سه گانه (دو-پرش و پرتاب وزنه)، دوچرخه سواری در کوهستان، یوگا، دو و میدانی، پیاده روی و تمرینات ورزشی. ما همچنین برای افراد جدیدالورود تمرینهای گروهی و ورزشهایی همچون یخ نوردی و کوهنوردی نیز در نظر گرفته ایم. علاوه براین ما هر سال دو کوه پیمایی مبسوط داریم یکی به شهر "مواب" در ایالت "یوتا" که در آنجا به دوچرخه سواری، دو و کمپینک مشغول میشویم. همچنین در شب آخر سال به "اوری" در "کلورادو" میرویم و در آنجا افراد میتوانند به یخ نوردی، اسکی، پیاده روی در برف و شنا در چشمه های آب گرم بپردازند و شب پایان سال را با هوشیاری سپری کنند. امیدمان اینست که همراه با رشد و توسعه فونیکس در کشور، این رویدادهای ورزشی بتواند اعضای هوشیار تیم فونیکس را از سراسر کشور جذب نماید. تلاش و هدف از این فعالیتها آنست تا جامعه حمایتی هوشیار و مکانیزمهای مثبتی شکل گیرد. کوه پیمایی و دوچرخه سواری ابزاری هستند که ما را در رسیدن به این اهداف یاری مینمایند.

 
بیل وایت: به چه میزان کارمندان و داوطلبان (خدمت) از چنین فعالیتهایی حمایت میکنند؟


اسکات: ما در حال حاضر 12 کارمند داریم که یکی از آنان تمام وقت مشغول بکار است و داوطلبان بسیاری نیز هستند که بسیار به فونیکس کمک میکنند تا افراد بیشتری به هوشیاری (درمان) برسند. ما همچنین برنامه ای برای تعلیم افراد (بعنوان مدرس) داریم تا اعضای تیم مان مهارتها را بیاموزند و یا همزمان با پیشرفت فونیکس در کشور، به آن یاری برسانند و یا در رشته های مختلف برای خود کاری پیدا کنند و مثلا بعنوان مربی ورزشی یا مربی دوچرخه سواری مشغول فعالیت شوند.
بیل وایت: مخارج "فونیکس مالتی اسپورت" چگونه تامین میشود؟


اسکات: "فونیکس مالتی اسپورت" توسط کمکهای مالی افراد یا سازمانها و یا اعضای تیم خودمان (که البته اعضای تیم، خود داوطلبانه  به فونیکس کمک میکنند) اداره میشود. ما همچنین مقادیری پول از مراکز درمان اعتیاد و الکل در قبال ارائه خدماتمان به آنها دریافت مینماییم. ما اعضای هوشیار فونیکس را به نزد آنها میبریم و برنامه های ورزشی نظیر گردش و کوهپیمایی چند روزه اعضا را به آنها پیشنهاد میکنیم.


بیل وایت: شما بودجه مخصوصی برای حمایت از فعالیتهای ورزشی اعضایتان دارید؟ عملکرد این بودجه چگونه است؟


اسکات: سازمان (تامین بودجه) "باب مک کلاسکی" عملکرد خاصی در مورد تقاضایی که از آن میشود، دارد. در اینجا اعضای تیم میتوانند رویاهای دوران هوشیاری خود را به واقعیت تبدیل کنند و در مسابقات آزاد شرکت نمایند. اعضای تیم میبایست توضیح دهند که چرا آنها باید ماموریت فونیکس را در همه جا گسترش دهند وچگونه میتوانند پیام آن را بگوش جهانیان برسانند. باید منبع مالی باشد تا اعضا بتوانند از کمک آن بهره مند شوند. مثلا یکی از اعضای تیم مابنام "نیک بیسمیت" برای خرید یک دوچرخه (جهت تمرین) تقاضای کمک مالی نمود تا بتواند در مسابقات دور آمریکا در تابستان 2012 شرکت نماید. "نیک" بدلیل مصرف بیش از حد هرویین و صدمات ناشی از آن، تحت حمایت مالی قرار دارد. سالی که دوچرخه را دریافت کرد، "نیک" توانست جواز حضور در مسابقات در آمریکا ( در تابستان 2012) را بدست آورد. از آن موقع به بعد او بعنوان سفیر فونیکس فعالیت میکند و در تمام مسابقات دوچرخه سواری، لباس ورزشی ما را به تن میکند.
بیل وایت: من مبهوتم که شما افرادی را در اختیار دارید که زمانی درگیر سیستم قضایی-جنایی بوده اند ولی هم اکنون ساعتها وقت خود را صرف خدمت در "فونیکس مالتی اسپورت" میکنند. شما چه تجربه ای در این زمینه دارید؟


اسکات: ما سعی کرده ایم افرادی را برای خدمت در فونیکس انتخاب کنیم که واقعا به هوشیار زیستن علاقه مندند. بسیاری بعنوان اعضای تیم مشغول بکارند و بخشی از برنامه های فونیکس محسوب میشوند. امیدوارم که با ورود این افراد به فونیکس و یاری رساندن به فعالیتهایی نظیر دوچرخه سواری، آنها بتوانند دوستان جدیدی بیابند و برای هوشیار ماندن دلایلی بغیر از محاکمه شدن در دادگاه برای خود پیدا کنند.
بیل وایت: با توجه به تجربه شما در"فونیکس مالتی اسپورت"، به نظر شما نقش شبکه اجتماعی-ورزشی در درمان اعتیاد چیست؟


اسکات: به نظر من نقش این گروهها غیر قابل انکار است. گمان نمیکنم هر کس باید از خانه خود بیرون بیاید و تلاش کند تا مسابقات سه گانه یا در فتح قله اورست قهرمان شود، اما فکر میکنم وجود یک جمع دوستانه هوشیار میتواند (در موفقیت) نقش کلیدی داشته باشد. اعتقاد به این مضمون "که تو میتوانی موفق باشی" و انتقال این همدلی به همه دوستان میتواند راهکار (خوبی) برای رسیدن به موفقیت باشد.

               

 
بیل وایت: به نظر من، نکته جالب توجه در مورد "فونیکس مالتی اسپورت" این است: افرادی که یک وقتی خود را تحت عنوان "معتاد" میشناختند؛ حالا خود را ورزشکار معرفی میکنند. آیا این تعریف با آنچه واقعا در اینجا اتفاق می افتد، مطابقت دارد؟

اسکات: تا حدی "بله". اما فونیکس گسترده تر از اینهاست. مثلا وقتی شما به تماشای مسابقات ورزشکاران فونیکس به کوه می آیید، بسیاری از اعضای فونیکس را خواهید دید که برای حمایت و تشویق از ورزشکاران آمده اند. در فونیکس، اهمیت یک ورزشکار درست به اندازه اهمیت شخصی است که برای تشویق هم تیمیهای هوشیارش آمده است. این یک شناخت جدید از "خود" است؛ اما به اعتقاد من، این شناخت از مرز ورزشکاران هوشیار فراتر رفته و به بدنه جامعه رسیده است.


بیل وایت: "فونیکس مالتی اسپورت" همچنین بعنوان راه حلی خلاقانه برای رهایی از تنهایی، مرا تحت تاثیر قرار داده است. فونیکس در همان مراحل اولیه درمان اعتیاد، یعنی درست در زمانی که بندهای اعتیاد قطع میشوند، جایگاه خود را می یابد. به نظر شما این فرایند چگونه انجام میشود؟


اسکات: من دیده ام بسیاری از اعضای تیم فونیکس شماره تماس دوستانی را که در گذشته با آنها مواد مصرف میکردند را از (حافظه) موبایل خود حذف کرده اند و نام دوستان جدیدی را در تماسهای خود ذخیره کرده اند که در آخر هفته با آنها به پیاده روی میروند و یا یک روز در کنار آنها به اسکی مشغولند. آنان دانش خود در زمینه ورزشهایی که در فونیکس آموخته اند و یا دیگر چیزهایی که میدانند را در اختیار یکدیگر قرار میدهند و بدین وسیله اشتیاق یکدیگر را را برای انجام فعالیتهای ورزشی تقویت مینمایند.
بیل وایت: در پیشینه برخی از افرادی که به فونیکس وارد میشوند، سابقه خشونت و رفتارهای پرخطر دیده میشود. آیا فونیکس راه حلی برای کنترل چنین رفتارهایی (به سوی بهبودی) ارائه میدهد؟


اسکات: بله، بگمانم ما چنین کاری را انجام میدهیم. برای افرادی با رفتارهای خطرناک، فونیکس، صخره و یخ نوردی را در کانون توجه خود قرار داده است تا به اعضای تیمش کمک نماید در محیطی به مراتب سالمتر (از قبل)، راه حل مناسبی برای (کنترل) رفتارهای تنش زای خودشان پیدا کنند. ما فقط افراد را به کوهنوردی و دوچرخه سواری نمیبریم بلکه به آنها می آموزیم که چطور کوهنورد و دوچرخه سوار شوند.


بیل وایت: آیا فکر میکنید فعالیتهای فونیکس توانسته است دیدگاه جامعه را نسبت به اعتیاد و درمان تحت تاثیر خود قرار دهد؟ من از روش منحصر بفردی که فونیکس برای جلب توجه جامعه به درمان اعتیاد بکار میگیرد، شگفت زده ام.


اسکات: "بله"  فونیکس قطعا در حال تغییر دادن برچسبی است که بر پیشانی اعتیاد نقش بسته است. اعضای تیم ما برای فعالیت در فونیکس اختیار کامل دارند و تاکنون با لباسهای فونیکس در مسابقات شرکت کرده اند. به نظر من تماشای مسابقات ورزشکاران مشتاق  و علاقمند (به سه ورزش: دو، پرتاب وزنه و پرش ارتفاع) که همگی لباس متحد الشکل فونیکس را به تن کرده و خوشحال و خندانند، این پیام را مخابره میکند که درمان اعتیاد میتواند شگفت انگیز باشد. همین موضوع کار را برای افرادی که در جهت رسیدن به چنین زندگی فرحبخشی در تلاشند؛ سهل تر مینماید.
بیل وایت: آینده فونیکس را چگونه ارزیابی میکنید؟


اسکات: امیدوارم بتوانیم در "کلورادو" و همچنین در سرتاسر کشور رشد کنیم. زنان و مردان بسیاری به ما ایمیل زده اند و میخواهند بدانند چطور میشود فونیکس در شهر آنها هم شعبه ای داشته باشد. امیدوارم بتوانیم حامیان و خیرخواهانی پیدا کنیم که به ما یاری برسانند تا بتوانیم به دیگر معتادان کمک نماییم تا از میان خاکستر اعتیاد جوانه بزنند و سر بر آورند.
بیل وایت: از اینکه داستان فونیکس را برای ما نقل نمودید، سپاسگزارم.
جهت کسب اطلاعات بیشتر در مورد فونیکس میتوانید از سایت زیر دیدن نمایید:

ترجمه : همسفر ، الهه صادقی
http://www.phoenixmultisport.org    

منبع : جمعیت احیای انسانی کنگره 60

[ دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390 ] [ 21:16 ] [ مسعود ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

خوش آمدید.من هم یکی از جوانانی هستم که برای خودم هزاران امید و آرزو داشتم. ادامه تحصیل در دانشگاه تا فارغ التحصیل شدن در یک رشته خوب و بعد هم یک شغل آبرومند و پر درآمد و یک زندگی ایده آل... اما همه چیز با ورود به دنیای اعتیاد خراب شد. من هم به نوبه خودم یکی از معضلات جامعه شده بودم! تا اینکه آوائی آسمانی به گوشم رسید که مرابه خروج از دنیای نفرت و تاریکی و ورود به عالم عشق و نور فرا میخواند. مست آن آوا شدم و در پیش روان. اینک غرق در نور و شعف و چشم براهتان.
شما هم با دقت گوش دهید.
دورها آوائیست...
اما نه خیلی دور
امکانات وب


قالب پرشین بلاگ

قالب میهن بلاگ

download

قالب بلاگ اسکای

اخلاق اسلامی

قالب وبلاگ